نمی دانم چه شد و از کجا شروع شد!!

از قابیل بود یا قبل ترش..

یا شاید بعدترش...

این دعوای ارث و میراث..

چه فرق دارد..

کم یا زیاد..

یکی مِلک می خواهد ویکی مُلک..

کسره وضمه اش فرق نمی کند..

هرچه هست ،می خواهد...

 

دهکده ای برای خودش ساخته است..

خودش کدخدایش شده است...

از آن کدخدا هایی که اگر نبود دیکته های شبِ اسلاف و هم قطارانش،

امروز هیچ نداشت برای گفتن..

 

می خواهد با "قاقالی لی " همه را راضی کند..

و بقیه را پی " نخود سیاه" بفرستد...

 

"قاقالی لی " و "نخودسیاه" اش را در "بشقاب هایش "می ریزد ...

و به خورد ملت ها می دهد...

غافل از آن که ذائقه ها را تشخیص دهد..

 

"بشقاب" هایش را زیادتر می کند..

          "شیعه و سنی" را به جان هم می اندازد...

          "باربی" را می رقصاند ...

          "تقلب" را مطرح می کند..

اما این غذاهای مسموم،بیشتر تهوع آور است....

 

وقتی با این همه "دستورالعمل" و "سرآشپز" و "نوکر" و "امکانات" کم می آورد...

چاره ای ندارد جز تحریم طرف مقابل از همه این چیزهای خوش آب ورنگش..

اما یکهو می بیند با همین تحریم ، صد سالِ ملتی را جلو انداخته است ..

وآن ملت را بی نیاز کرده از همه آن سوخت های به هدر رفته خودش...

چه سوخت های مغزش و چه سوخت های فسیلی اش...

چه کند..

سوخت های مغزی آن ملت را که نتوانست تعطیل کند...

شاید برای این که منبع اش به جای درستی وصل است....

برای تعطیلی ِسوخت های فسیلی اش هم تا بیاید بجنبد ...

تعداد سانتیریفیوژش بالا می رود..

 

تهدید می کند شاید که این ملت دست و پای خودش را جمع کند..

شاید که کوفی زاده باشند...

اما دست وپای این ملت هم به فرمان کسِ دیگری به حرکت در می آید...

به وقتش...

یک وقت 1357....

یک وقت هم 1359 ...

یک وقت هم 1388...

وقتی هم ....


پ.ن۱: این مطلب هول هولکی ما هم پاسخ به “ فرا خوان جنبش وبلاگی ”  وبلاگ نون و القلم بود...

پ.ن۲:چند روزی نبودیم...نتونستیم سر وب های دوستان خراب شیم!!!

پ.ن۳: سه پست اخیر این وبلاگ با مرورگر"اکسپلورر" نشان داده نمی شود!! به همین خاطر دوستان اکسپلورری تا چند وقت فقط پستی که دررابطه با جنوب بود ، نشان داده می شد. وبلاگ با مررورگر "فایرفاکس" بهتر جواب می دهد.